خرید بک لینک

آنچه که در زمین خلق شده و برای انسان زینت داده شده همچنان دو هدف را دنبال می کند، مواد خام قرار می گیرد برای انسان؛ از یک جهت نشانه و آیه ی است برای اثبات صفات کمال و جلال خدا (إن الله لا یستحی مثلا ما بعوضة و ما فوقها فأما الذین آمنوا فیعلمون انه الحق من ربهم...) که از این جهت، پروسه خداشناسی او را با تعقل و تدبر و تفکر تکمیل می کند. از جهت دیگر، آنچه که در روی زمین آراسته شده و زینت یافته است، اسباب و مواد ابتلاء قرار می گیرد.
(انا جعلنا ما علی الارض زینة لها لیبلوهم ایهم احسن عملا)
کوتاه اشاره این که: انسان با تدبر و تعقل در اسرار و عظمت اشیاء، عظمت و کمال خدای توانا اش را در می یابد؛ آن چنان عظمتی که بر بنده مبنی بر اینکه خدایش می تواند مردگان را زنده کند و میدان محشر را بر پا کند، هر چه وعده دهد انجام داده تواند، ایمان می آفریند. به همین ترتیب وسیله ابتلاء میشود آن چنان که شیرینی و محبت خواب و خور و زن و فرزند و تجملات مادی بی قید و شرط پیش می شود آن سو محدودات و قیود حلال و حرام، دادن و گذشتن و در نظر داشتن. انسان ایده آل و خدا باور، هم از تجملات استفاده می کند و اعم از شیرینی و لذت خور و خواب و پوشیدنی و نوشیدنی بهره می برد و بر زن و فرزند می فخرد، و از زیورات و تزئنات و مساکین مستفید می گردد و بهره می گیرد؛ بهرهٔ بحساب با در نظرداشت حدود و قیود و با یاد آوری و اظهار امتنان و شکران از بخشنده اش؛ امتنان و سپاس عملی نه زبانی خشک. با عمل آنچنان ثابت می کند که پاسدار و قدردان از حبیب بی زوال و رفیق بی منت است. برای رضای آن رفیق و محبوب جان می دهد و مال.
اما مرد خبیث و خدادشمن، ناسپاسی از همه داده های بخشنده کریم نشان میدهد، از تجملات مادی بهره مند میشود، بهرهٔ کور و حیوانی، در خور و خواب و خوردنی و نوشیدنی غلو می کند، هم از خود میخورد و هم از دیگران. از خود را میخورد و می نوشد و از دیگران را مصادره می کند و معطل قرار میدهد (یکنزون الذهب والفضة)، بر مال و منال و زن و فرزند می فخرد و باد می دهد بدون تأمل بر دهنده و بخشنده آن گویی زن و فرزند و مال و منال و زر و زیور خودبخود در پیشگاه او قرار گرفته یا خود او که از روز اول توان تمیز آلودگی ظاهری خویش را نداشت، آفریده یا این بزرگوار عالی مقام بالای دیگری که او هر کس باشد، حق داشته و او حقش را ادا کرده...(و دخل جنته و هو ظالم لنفسه قال ما اظن أن تبید هذه ابدا. و ما أظن الساعة القائمة. و لئن رددت الب ربي لأجدن خیرا منها منقلبا.)
هدایت در سایه این دو اصل معنی می یابد.
هدایت یافته آن است که: خدایش را با مطالعه کتاب خواندنی و دیدنی کماحقه شناخته است (واتقوا الله حق تقاته)، دنیا را سرای ابتلاء می شمارد، همه چیز را از جانب خدا رحمت و لطف فراگیر می داند، هر دم شکر او را بجا می آورد، آنگاه که از او چیزی گرفته می شود غمیگین نمی شود و جزع و فزع نمی کند، حسرت نمی خورد و موی بر نمی کند و امید قطع نمی کند و بدون هیچ تصنع، از ته ی دل با همه حفظ آرامش و اطمنان می گوید: [إنا لله و إنا الیه راجعون...حتی بعضیها «الحمدلله با یک دنیا وجد می گویند]، هر چند فرزند دوست داشتنی، زن و همسر همراز و خویش و اقارب شان را از دست بدهند و مال و منال شان آتش را بزند.
اینچنین در آیه ۱۵۵، ۱۵۶ و ۱۵۷سوره بقره تذکر رفته:
وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ.الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.

«و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش مالها و جانها و میو ه ها آزمایش می کنیم.و مژده بده به صبر کنندگان. آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان برسد می گویند: ما از آن خداییم، و به سوی او باز می گردیم. اینها هستند که درودها و رحمتی از پروردگارشان بر ایشان است و اینانند هدایت یافتگان.»

کمال هدایت!

وقتی قطعیت ابتلاء با جان و مال و خوف و زن و فرزند را یاد می کند در آخرش اذعان میدارد که کسانی که صبر پیشه کردند و گفتند (انا لله و انا الیه راجعون) همان ها هدایت یافتگان اند که درود و صلوات پروردگار همیشه قرین شان است.
والسلام

برچسب: نویسنده: بنیامین رحیمی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 12:00

صفحه بندی