خرید بک لینک
در قرنی که ما زندگی می کنیم:
از چند جهت باور کنید ما جوانان، هر کدام، به تنهایی، رسالت پیامر اسلام محمد یتیم را داریم، هر کدام مان رسالت علی فقیرِ شجاعِ پر قدرت را داریم، ابوبکر ملیاردر جان و مال باخته در راه خدا را داریم، عمر خشن و پر روی توانمندِ زاهد و عابد را داریم، رسالت حمزه، حسن و حسین یاسر، و عمار را داریم. رسالت داریم که همانند علی، بخاطر نجات مردمان از تاریکی جهل، خرافات، مظلومیت، ذلت، خودگمی و خداگمی کار کنیم؛ همانند علیی که آنگاه که پیامبر صلی الله علیه وسلم به خانه فاطمه میرود، اطلاع می یابد که یکانه دخترش، توته ی جگرش، سه روز است نان به لب نمانده است، درین هنگام علیِ داماد، داخل می شود، نمی گوید ای علی! من دخترم را به قید ازدواج تو در نه اوردم تا از گرسنگی هلاکش نمایی؟ اگر نان داده نمی توانی عروسی نمی کردی و... نه بلکه که گفت: هدایتی یک تن برای تو بهتر است از شتران سرخ موی عرب...ابوبکری ملیاردی که وقتی گفته میشود دین به مال نیاز دارد همه دار و ندارش را می آورد و حسینی که در راه آزادگی در روز رمضان با لب تشنه 72تن از اعضا اش را فدا می کند... رسالت ایشان آن گاه معنی یافت که همه مظاهر شرک، کفر، خودپرستی، خودگمی، خدانشناسی، ظلم و استبداد و بی عدالتی و فقر و تجاوز به انواع آن موجود بود. انسانیت آدمی مسخ شده، چند تن با جان و مال و ناموس مردم بازی می کردند و دیگران در آتش خرافات، سنت های جاهلانه، ظلم و فقر و بی عدالتی می سوخت.
امروز همچنان مسلمان، در آتشی خودپرستی، مال پرستی، آتش خودگمی و خدا نشناسی می سوزند همه لذت انسانی و ایمانی و خدازیستی را از دست دادن، آرامش ایمانی شان گم شده، در غل و زنجیر هوی پرستی، حمیت قومی و زبانی، تقلید کورکورانه تا سرحد برهنه سازی و تجمل گرایی پوک شیطانی، می سوزند. اصل خود را از دست دادند، اسلام را که دین فطرت عشق، و زندگی است، در اثر مجاهدت ارباب ماده (غربیان)، همه عقب مانی، گذشته پرستی، دنیاگریزی، کمی و.. می دانند. و باوجودی که خود را مسلمان می دانند هر روز عشق و علاقه شان به سنت های جاهلی غربی زیاد می شود و نفرت شان به اسلام بیشتر گویی اسلام زنجیری است به گردن نهاده شده.
و از ناحیه ی ظاهری، مسلمانان و کشور های اسلامی فقیرتر و نیازمندتر میشوند، جنگ های تحمیلی زیربناهای اسلامی را دارد ویران می کند. با گذشت هر روز در فساد اداری و قضایی، اختلاس و رشوت اولتر می شویم و اختلافات مان بیشتر. تمام ثروت مادیی ما بدست استعمار افتیدی روزانه از کشورهای اسلامی سرمایه ملیاری ما کشیده می شود و انتقال می یابد ما هستیم که از بیکاری، فقر، بی مدیریتی رنج می بریم. ماده گرایی، دین گریزی، فحشا بطور گسترده از طریق مطبوعات و رسانه ها پخش و نشر و ترویج می شود...و..
در خارج، کشوری های کفری، همچنان در آتش کفر و شرک و ناآرامی درونی و ظلم و استبداد می سوزند و سرمایه های عامه بدست چند نفر سرمایه دار که در راس استخبارات جهانی هستند دست بدست می شود و در راه فتنه و فساد بزرگ بمصرف می رسد
با این نگاه. فرق جهان امروز نسبت به جهانی که ابوبکر، عمر، علی و عثمان و یاسر و عمار و....رضی الله عنهم اجمعین بود چه فرق دارد؟!
پس امروز قبل از هر کس به چه نیاز داریم جز به علی و عمر و ابوبکر و...
و آن ها دوباره بر نمی گردند، چرا که در ما استعداد عمر و علی شدن گذاشته شده ما هر کدام می توانیم عمر باشیم، علی باشیم یاسر باشیم و بلال باشیم و..
اگر مسئولیت خود را بدانیم و ادا کنیم.
اگر نکنیم ما در پیشگاه خدا مردم و تاریخ مسئول خواهیم بود.
سنت خدا بر این رفته است که ملت ها از ذلت به عزت، از خرافات به نور ایمان و آرامش خدازیستی، از فقر و نامنی به مدنیت و امنیت، از بی عدالتی و ستم به برادری و ایثار و از... به...باز نگردند مگر این که یک کتله ی از مسلمان مومن آگاهِ خداپرستِ متخصص و متعهدِ دعوتگر و بیدارگر سرنوشت ملتها را همانند عمر وعلی و ابدبکر بدست گیرند. (ان الله لایغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما با انفسهم. والعاقبة للمتقين. و حق علینا نصر المؤمنين)
پس توصیه من به شما بحیث برادر کوچک تان این است که:
نمی گویم مانند علی همه وقت تان را و مانند ابوبکر همه مال تان را و مانند عمر همه هم و غم تان را و مانند حسین همه فامیل تان را درین راه از دست بدهید، میگویم برماست که لااقل همانطوری که بر شکم و برای خورد و نوش خود وقت قائل هستیم حداقل هرچند هفته ساعتی برای این، وقت دهیم. اول بخود دانش و بینش و ایمان و تقوی علی و عمر و..را برسانیم البته با مداومت در آموختن و پی گیری دروس از مردان خدا و بعد در اراده و عمل بحیث مجاهد و دعوتگر و بیدارگر هر کدام مان علیی باشیم در جهاد، ابوبکری باشیم دعوتگر و رهبر و...
والسلام
و ما علینا الا البلاغ المبین.

برچسب: نویسنده: بنیامین رحیمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 20:46

صفحه بندی